موبایل در کانادا

خوب قرار بود همان نامه را بررسی کنم تا تموم بشه اما کمی برایم تکراری و خسته‌کننده شده این کار و ترجیح می‌دم که در بین آن موضاعات دیگر را هم بررسی کنم. دوست دارم درباره یکی از بزرگترین معضلات تازه‌واردین یعنی اتنخاب تلفن همراه کمی بنویسم. کسی را ندیدم که در بدو ورود چند روزی را برای انتخاب موبایل و شرکت سرویس‌دهنده سرگردان نبوده باشد! کلاً بسیار انتخاب سخت است. زیرا قیمت موبایل (نه دستگاه آن منظورم سرویس هست) در این کشور دیوانه‌وار بالا می‌باشد و برای ما که در ایران تقریباً مجانی استفاده می‌کردیم بسیار شگفت‌آور می‌باشد.

به نظر من ایران یکی از عادلانه‌ترین سرویس‌های تلفن همراه را ارائه می‌دهد. اوایل به خاطر دارم که ملت از قیمت بالای خط نالان بودند که چرا باید مثلاً 500 هزار تومان بپردازیم در صورتیکه همه جای دنیا سیم کارت مجانی می‌باشد و تازه بر روی آن گوشی هم می‌دهند. این تصور بسیار نادرست و اشتباه ما از اوضاع کشورهای دیگر می‌باشد. چرا؟ الان می‌گویم:

در کانادا چندین شرکت سرویس‌دهنده وجود دارد که چند تا از آنها مستقل و چند تا هم زیر مجموعه آنهای دیگر هستند. من نام آنها را در زیر می‌نویسم البته تا آنجا که یادم هست.

Bell (بل)، Rogers (راجرز)، Fido (فایدو)، Solo (سولو)، Telus (تلاس)، Koodo (کودو)، Virgin (ویرجین). البته تا آنجا که من می‌دانم فایدو از شبکه راجرز و سولو از شبکه بل استفاده می‌کند. بعضی از شبکه‌های محلی هم هستند که البته زیاد گسترده نیستند و آنقدر معروف نیستند و من هم نمی‌شناسم. مثلاً در کبک شرکت Videotron (ویدئوترون) هم هست که ظاهراً سرویس موبایل هم ارائه می‌دهد.

خوب شما در بدو ورود با این همه نام مواجه می‌شوید که هر کدام برای شما چندین پلن مختلف ارائه می‌دهند که هر کدام را که با یکدیگر مقایسه می‌کنید در نهایت متوجه می‌شوید که فرق چندانی از نظر قیمتی ندارند و تنها نوع سرویسشان در یک نقطه بیشتر از دیگری می‌باشد.

در اینجا خط را که به شما می‌دهند تازه باید سرویس مورد نظر خود و نوع قرارداد را مشخص کنید. مثلاً یکساله می‌خواهید و یا دوساله و یا سه ساله! این بدان معنی می‌باشد که شما ملزم به پرداخت مبلغ ماهیانه هستید آن هم در طول مدت قرارداد خود که ممکن است 3 سال هم باشد. این مبلغ به طور ماهانه باید پرداخت شود چه شما استفاده کنید و چه نکنید باید مبلغ را بپزدازید.

در ایران شما به اندازه مصرف می‌پردازید که بسیار عادلانه می‌باشد یعنی اگر 10 دقیقه صحبت کنید و 30 تا اس‌ام‌اس بفرستید پول همان را از شما می‌گیرند. در ایران تلفن‌های ورودی شما (income) رایگان می‌باشد اما جالب است بدانید اینجا اینگونه نیست. کالر آی‌دی تا نمایشگر تلفن در ایران رایگان است ولی در اینجا باید پول بدهید. خلاصه هر سرویس اضافه که بخواهید باید مبلغ آن را بپردازید.

چیزی که در ابتدا برای من بسیار سخت بود تحملش این بود که مثلاً شرکت مربوطه به من 100 دقیقه کردیت می‌داد تا من در یک ماه استفاده کنم اما این 100 دقیقه تلفن‌هایی که از دیگران به من می‌شد را نیز شامل می‌شد. یعنی چه به من زنگ بزنند و یا چه من به کسی زنگ می‌زدم از 100 دقیقه من کم می‌شد. حالا البته یک امکان به شما میدهند تا ورودی‌های شما بی‌نهایت باشد و از اعتبار شما کم نشود. در سیستم راجرز باید ماهی 15 دلار و در سرویس فایدو ماهی 12 دلار برای مثال باید اضافه بپردازید. برای نمایشگر تلفن در سرویس راجرز ماهیانه 8 دلار و در فایدو فکر کنم 6 دلار باید بپردازید. پکیج‌های اس‌ام‌اس هم دیدنی است که از 7 دلار به بالا می‌باشد. یعنی مثلاً 7 دلار می‌دهید برای 50 اس‌ام‌اس حالا اگر نزنید هم باز از شما کم می‌شود اگر هم اضافه بزنید به ازای هر اس‌ام‌اس باید 30 سنت بپردازید. 

گوشی‌ها هم بس دیدنی می‌باشند. گوشی‌هایی که ایران اگر مجانی هم به شما بدهند قبول نمی‌کنید اینجا با قرارداد سه ساله و در بعضی شرکت‌ها یکساله و یا دوساله به شما می‌دهند. فکر می‌کنید گوشی مجانی می‌باشد؟ خیر! اصلاً اینطور نیست. در ظاهر عدد صفر را نوشته‌اند اما شما تا سه سال باید متعهد شوید که ماهی مثلاً 40 دلار در ماه بپردازید که با ضرب و تقسیم حساب دستتان می‌آید. چه استفاه بکنید و چه نه باید بپردازید. من در ماه حدود 50 دلار برای سرویس راجرز می‌پردازم که گوشی هم از خودم بود که از ایران آورده بودم. در واقع نوع سرویس من 30 دلاری می‌باشد که 250 دقیقه در ماه می‌توانم استفاده کنم که ورودی را هم شامل می‌شود. از ساعت 6 به بعد هم تا 7 صبح فردا مجانی می‌باشد البته برای سرویس‌های محلی که شامل شهری می‌شود که در آن اقامت دارید. اس‌ام‌اس ندارم، دیتا ندارم، اما دارای 5 انتخاب هستم که اگر 5 نفر را در پروفایل خودم اضافه کنم می‌توانم رایگان با آنها صحبت کنم و آنها هم به من زنگ بزنند رایگان خواهد بود و اس‌ام‌اس بین آنها برای من رایگان خواهد بود. 8 دلار هم برای نمایشگر می‌پردازم که تا اینجا می‌شود 38 دلار. اما با محاسبات خودشان و یک سری هزینه‌های اجباری مانند سرویس فی و یا گاورمنتال فی و بعلاوه مالیات ماهی 50 دلار می‌شود. بسیار پرداخت این مبلغ برای من زور دارد. تازه موبایل هم خودم از ایران بردم. من نهایتاً 150 دقیقه مصرف دارم اما زورکی باید 50 دلار بپردازم. تازه این پایین‌ترین رقم می‌باشد که در بین سرویس‌ها هست البته در راجرز! البته می‌شود نمایشگر را حذف کرد و یا مثلاً سرویس می‌نیمم که 25 دلار هست را خریداری کرد که آن 25 دلاری واقعاً بی‌ارزش است و برای من نمایشگر واقعاً لازم است. که با تمام اینها 40 دلار می‌شود که فرقش آنچنان نیست.

حالا شاید بگویید شاید بقیه شرکت‌ها اوضاعشان بهتر باشد که من با توجه به تحقیقاتم رد می‌کنم این ادعا را و به من اثبات شده‌است تمام شرکت‌ها کم و بیش مانند همدیگر هستند حالا با چند دلار بالا و پایین که در کل ماجرا تفاوت آنچنانی ندارد. اگر بخواهید آی‌فون و یا بلک‌بری و یا اچ‌تی‌سی که دیگر آخر موبایل‌هایشان هست را بگیرید باید ماهی حدود 70 دلار پیاده شوید و تازه برای آی‌فون باید از 99 تا 299 دلار هم بپردازید بستگی به نوع آیفون انتخابی! اجباراً باید سرویس دیتا را نیز خریداری کنید و قرارداد هم باید سه‌ساله باشد. بله سه سال به عبارتی ماهی مینیمم 70 دلار می‌شود 2520 دلار.

با توجه به تحقیقات به نظر می‌رسد که شرکت کودو که تازه پا به عرصه رقابت گذاشته‌است قیمت‌هایش مناسب‌تر باشد و سرویس‌های بهتری ارائه دهد. کودو بدون قرارداد می‌باشد و سرویس‌فی و سایر هزینه‌های ماهیانه را نیز از شما نمی‌گیرد. اما اجباراً باید گوشی را از خود کودو بگیرید زیرا کودو بدون سیم‌کارت می‌باشد. گوشی‌ها معمولاً بسیار به درد نخور هستند اما تک و توک گوشی قابل قبول هم دارد. کودو یک زرنگی خاصی در سیستمش به کار گرفته‌است که من بعداً متوجه آن شدم. کودو پول گوشی را بصورت 10 درصد قرارداد ماهیانه شما از شما کم می‌کند یعنی اگر قرارداد شما ماهی 40 دلار می‌باشد 10 درصد آن می‌شود 4 دلار که اگر در 12 ماه ضرب کنید می‌شود 48 دلار، قیمت گوشی را گذاشته‌است مثلاً 150 دلار، حالا اگر در پایان سال اول بخواهید دیگر با کودو ادامه ندهید باید ما‌به‌تفاوت را بپردازید یعنی 48-150 که می‌شود 102 دلار و سپس خارج شوید. حال اگر دو سال ادامه دهید یک 48 دلار دیگر کم می‌شود و بعبارتی شما را آلوده خود می‌کند.

خلاصه دنیایی دارد موبایل در کانادا که فکر کنم گران‌ترین موبایل دنیا باشد و در عوض ایران منصفانه‌ترین که اینجا آن را pay as you go می‌نامند که آن هم بعضی شرکت‌ها دارند که باز هم داستانی مشابه و غم‌انگیز دارند.

اما پیشنهاد من برای تازه‌واردان این‌است:

1- گوشی خود را از ایران با خود بیاورید.

2- از شرکت تلاس سرویس خریداری نکنید مخصوصاً آیفون که بسیار گران می‌باشد.

3- شرکت کودو اگر قصد ماندن در کانادا دارید مناسب‌ترین قیمت را دارد. البته باید دیتا و آیفون را فراموش کنید.

4- اگر اس‌ام‌اسی تبلیغاتی دریافت کردید آن را باز نکنید و به شرکت اطلاع دهید سرویس تبلیغات را برای شما کنسل کند و یا اس‌ام‌اس را باز کنید و در جواب آن بنویسید STOP و بفرستید تا دیگر از آن پس اس‌ام‌اس تبلیغاتی دریافت نکنید. به ازای هر اس‌ام‌اس تبلیغاتی آن شرکت شما را تا 5 دلار شارژ می‌کند. این بیشتر در شرکت فایدو مشاهده شده‌است. دوستان من تا 40 دلار در ماه اول اضافه شارژ شده‌اند فقط به این دلیل که نمی‌دانستند اس‌ام‌اس تبلیغاتی برایشان پول می‌اندازد! و کسی هم اینجا بهشان نگفته بود. اصولاً اینجا تا نپرسید نمی‌گویند!!

5- در سال‌های اول آیفون و یا بلک‌بری نگیرید که باید در ماه کلی پول دهید و هیچ کلاسی هم ندارد زیرا همه اینجا در دستشان هست.

6- اگر بتوانید برای خانه تلفن بگیرید شاید نیازی به موبایل نداشته باشید حداقل برای مدتی محدود و تلفن خانه بسیار ارزان‌تر هست و در درودن شهر هم مجانی می‌باشد.

7- هی از این شرکت به آن شرکت نروید و اعصاب خود را خورد نکنید هیچ فرقی با هم ندارند. شرکت‌های بزرگ‌تر کمی گران‌تر هستند و آیفون و بلک‌بری و اچ‌تی‌سی می‌دهند و شرکت‌های کوچک‌تر کمی ارزان‌تر و آیفون و بلک‌بری و اچ‌تی‌سی هم نمی‌دهند.

8- برای گرفتن موبایل باید سین‌نامبر یا کردیت کارت و یا گواهینامه داشته باشد. بدون آن نمی‌دهند.

9- فعلاً تا آشنایی با شرکت‌های دیگر و کلاً کانادا زیربار قرارداد 3 ساله و یا 2 ساله نروید. یا یک ساله قرارداد ببندید و یا اصلاً بدون قرارداد بگیرید. اگر گوشی از خودتان باشد مشکلی نخواهید داشت.


خرید خوبی داشته باشید.


بررسی یک نامه - قسمت دوم

در ادامه می‌خواهم سریع ادامه نامه را مرور کنم تا به مطالب هیجان‌انگیز خودم برسم تا زمانیکه هنوز ترم جدید شروع نشده.

خوب در ادامه نامه توضیخاتی درباره رانندگی در حالت مستی و مجازات‌هایش و همچنین زندان‌رفتن و اینکه چه بلاهایی در آنجا برسرتان خواهند آورد نوشته شده‌است. خوب اینکه در حالت مستی کسی را بگیرند که از واضحات است واگر ایران هم می‌گرفتند رفتاری بهتر نمی‌کردند اما اینکه در زندان آن بلاها را بر سرتان می‌آورند والا من تا بحال در هیچ مملکتی به زندان نرفته‌ام که بخواهم تایید و یا تکذیب کنم. اما به نظرم در نامه خیلی بزرگنمایی شده‌است. البته در اینکه پلیس‌های اینجا بسیار جدی‌تر از پلیس‌های ایران هستند و شوخی ندارند که شکی در آن نیست و البته الکی هم کاری به کسی ندارند. خوب بیش از این بر روی این مطلب مانور نمی‌دهم. باشد که همه زندگی سالم و به دور از این برنامه‌ها داشته باشند.

در جایی هم گفته شده‌است که انواع مشروبات اینجا بسیار گران هست و کسی استفاده نمی‌کند و در ایران بیشتر مشتری دارد و این‌ که تهران به اندازه کل کانادا مصرف مشروبات و سیگار دارد و اینجا (کانادا) از ایران اسلامی‌تر هست و از این حرف‌ها! که به نظر من کذب محض است. بله سیگار بسیار گران است اما دولت می‌گوید وقتی بیمه رایگان داریم پس باید از کسانی که سلامتی خود و دیگران را به خطر می‌اندارند پول این ریسک را بگیریم. بقیه موارد هم که بر همه واضح و روشن است که چگونه هست. البته بیزنس مشروبات دربست در اختیار دولت است. حالا بگویید کسی استفاده نمی‌کند! خوب اگر استفاده نمی‌کنند چطور این بیزنس به این ارزشمندی را دولت رها نمی‌کند؟؟ بگذریم... 

نقل قول‌ها:

"در مورد کار عرض کنم ایران هر کاره ای بوده اید اینجا آن کار را نمی توانید انجام دهید مگر در موارد استثنایی. فکر کارهایی مانند فروشندگی در مغازه دست سه ، بوتیک، سلمانی یا پیتزایی یا پیک یا دلیوری باشید و صندوقدار فروشگاه و اینها باشید. بخصوص اول کار، تازه اگر آنها را هم بگیرید شانس آورده اید. کار کردن در مک دونالد و تیم هورتون و استار باکس هم بد نیست. بخور و نمیری هست. عرض کردم اگر ایران هواپیما هم تعمیر می کردید اینجا به شما کار درست و حسابی نمی دهند. اول از تی کشی شروع می شود حالا هر سنی باشید. خوش شانس باشید و یک کم انگلیسی بدانید و حساب و کتاب ممکن است صندوقدار بانک یا تلر بشوید. البته پارتی لازم دارد"

بحث در مورد کار که فراوان شده‌است. نظرها بسیار داده شده‌است و اما حکایت همچنان باقی می‌باشد. خوب نمی‌شود گفت تمام بدبینی در نوشته هست قدری هم واقعیت درونش مستولی می‌باشد. تلر شدن خوب من دیده‌ام آرزوی خیلی از دوستان بوده و هست. تمام دگر کارهایی که نام برده شده‌است هم دیده‌ام که تعداد زیادی از دوستان انجام می‌دهند و تعدادی هم آرزو دارند انجام دهند که خوب همان هم سخت پیدا می‌شود. اما اینکه هیچکس کار بهتری ندارد را رد می‌کنم. اینجا استاد دانشگاه و متخصص ایرانی و دکتر و مهندس عالیرتبه هم داریم. به غیر از آن صاحبان مشاغل بسیاری اینجا هستند که درآمدهای زیاد و حتی رستوران‌های زنجیره‌ای دارند. خیلی از دوستان هم کارهای دفتری خوبی دارند اما خوب آمارشان نسبت به کل جمعیت مشغول به کار پایین می‌باشد. اما همه چیز ممکن است، اگر در خودتان توانایی بالارفتن ببینید و تلاش کنید و ریسک‌پذیر باشید و مهمتر از آن قدری تحمل داشته باشید به زودی در زمره آدم‌های موفق قرار خواهید گرفت اما راضی بودن به نون بخور و نمیر و تبدیل به کارگر ساده‌شدن (که البته زندگی می‌گردد) از شما بعد از چند سال انسانی منفعل خواهدساخت که حتی بعد از 10 سال از رسیدن به کانادا هنوز شاهد آن هستیم که عده‌ای برای پیداکردن کار فروشگاه سر و دست می‌شکنند. همه چیز به خود انسان برمی‌گردد و اینکه محدودیت خواسته‌ها کجاست و چه قدر سعی و تلاش برای رسیدن به خواسته‌هایش می‌کند. باز هم در مورد کار بحث خواهیم کرد.

"البته کار مناسب در یکسال تا چند سال اول نگهبان ساختمان یا دربان و سکوریتی گارد هم هست. گفتم ایران مدیر کل هم بوده باشید به درد عمه تان می خورد حالا اگر عمه داشته باشید. اصولا کار ایرانتان را قبول ندارند. والسلام. مهاجر از نظر اینا یعنی عمله و کارگر. تحصیلکرده آنهم خوبش را خودشان دارند صادر هم می کنند."

توضیح دادم بالا! البته تحصیلکرده که انصافاً کم ندارند و خیلی‌ها هم به آمریکا و کشورهای خلیج فارس و آمریکای لاتین برای کار می‌روند. نمی‌دانم واقعاً روش مهاجرپذیری کانادا درباره کارگر حرفه‌ای چیست. دانشگاه‌هایشان مملو از دانشجو می‌باشد در رشته‌های گوناگون، چرا مهاجر می‌گیرند؟ البته پرواضح است که مهاجر یعنی پول! پولی که مهاجران (کارگر حرفه‌ای، سرمایه‌گذاری و دانشجو) هر ساله وارد این مملکت می‌کنند فکر کنم خودش اندازه درآمد نفتی یک کشور باشد که  تقریباً بدون زحمت وارد سیستم کشور می‌شود و اقتصاد را می‌گرداند. بعد از مدتی هم عده‌ای ترک می‌کنند و برمی‌گردند که طبق آمار دولتی حدود 18%  مهاجران کاملاً در کانادا ساکن می‌شوند و عده‌ای همان چند ماه پس از ورود و یا سال‌های دیگر (عموماً بعد از سه سال) کانادا را ترک می‌کنند.

"از همان لحظه ورود بروید یک کالجی یا دانشگاه دست 2 یا 3 اسم بنویسید (مثل سنکا یا جرج براون یا رایرسون) بشینید از اول درس بخوانید. از صفر. رشته تحصیلیتان را باید عوض کنید. همه چی از اول.مثلا اگر مهندس 20 سال سابقه کار هستید بروید دلال ملکی بشوید یا اینکه بروید اگر مهندس نفت و پالایشگاه ساخته اید کارمند بانک بشوید و وام مسکن بدهید. خیلی هم جدی می گویم. کار فنی یاد بگیرید. نقاشی ساختمان. سیم کشی. بنایی. اوستا کاری. چه می دونم مکانیکی. لوله کشی. دیوار کشی. آب حوض کشی. اگر مدرک دانشگاهی معتبر از آمریکا یا اروپا دارید شانستان خیلی بالاتر است کار بگیرید. اگر می خواهید بیایید کانادا همین الان درس ایرانتان را ول کنید بیایید. وقا را تلف نکنید. اینجا از صفر وادارتان می کنند شروع کنید تا متمدن شوید."

باز هم همان داستان کار! تحصیلات کانادایی بسیار بسیار به شما در یافتن کارهای خوب و مرتبط کمک خواهدکرد. و البته کارهای خدماتی اینجا بسیار پول‌ساز هستند. اگر دست به آچار هستید واقعاً خوب پول می‌توانید بسازید.

"اگر خلبان 20 سال کار کرده هستید شاید بتوانید راننده تاکسی بشوید. شاید. با هندیها دوست باشید."

در این مورد نظری نمی‌دهم چون این دیگر در حوزه کاری من نیست اما چینی‌ها و هندی‌ها بسیاری از کارها را در قبضه خود گرفته‌اند و نمی‌گذراند به راحتی کسی وارد لابی آنها شود. خودشان هرقدر هم بی‌سواد و بی‌تجربه به راحتی کار پیدا می‌کنند زیرا پشت همدیگر هستند و بسیار همدیگر را حمایت می‌کنند. دقیقاً نقطه مخالف ایرانیان که مترصد است هستند تا کسی را بهتر از خودشان بیابند تا به نوعی ضربه‌ای جانانه بزنند. البته عمومیت ندارد و بسیاری از ایرانیان هم کاملاً متفاوت هستند اما مطمئناً مانند هندی‌ها و چینی‌ها نیستند.

"اگر انگلیسی بلد نیستید اصلا مهم نیست چون اینجا هیچ وقت یاد نمی گیرید ! چون اصولا کسی اینجا انگلیسی بلد نیست. زبان اول چینی بعد کره ای و بعد فارسی هست. شنیده ایم در بعضی مناطق جنوب شهر یک تعدادی خارجی یعنی کانادایی انگلیسی زبان زندگی می کنند. در روزهای تعطیل با خانم بچه ها برای دیدن این موجودات بروید پایین شهر. جالب هستند. خیلی هاشون هم مختصری از اون کاره ها هستند. بخصوص منطقه چرچ و ولسلی. البته اینجا آزادی است تا چشم هر کی نتونه ببینه کور شه."

لول! از آن حرف‌ها بود. همه انگلیسی می‌دانند و در مونترال که اوضاع خرابتر هم هست زیرا اکثراً فرانسه و انگلیسی هر دو را به خوبی می‌دانند. هر کسی کار خوب می‌خواهد و زندگی اجتماعی می‌خواهد و خواهان پیشرفت هست باید زبان بداند و هر چه بهتر و بیشتر بداند سریع‌تر پیشرفت می‌کند. بله شاید لهجه‌ها عجیب و غریب و متفاوت باشد اما به هر حال زبان می‌داند. زبان‌های محلی هر کشور هم خوب دائماً مورد استفاده هست. طبیعتاً من وقتی با دوست ایرانی خود هستم که انگلیسی حرف نمی‌زنم دقیقاً کاری که یک چینی می‌کند.

فعلاً خسته شدم. ادامه به زودی


پایان