از ونکوور - حمل و نقل

سلام

خوب من کماکان در وضعیت آشنایی با محیط و سیستم هستم و دوستان دیگر نیز مثل من هستند و گوش چشمی هم به بازار کار دارند. هر روز که بیشتر می‌گذرد ما بیشتر متوجه می‌شویم که خرج‌ها از آن چیزی که تصور می‌کنیم بیشتر است و هر روز ما در حال هزینه‌کردن هستیم. البته بخشی از خرج‌ها طبیعی می‌باشد چون به هر حال ما از ایران فقط با ۲ تا چمدان آمده‌ایم و باید یک خانه را تجهیز کنیم. بخشی از خرج‌ها هم به دلیل عدم آشنایی با محیط می‌باشد. در هر حال همینطور پول خرج می‌کنیم و اطلاعات کسب می‌کنیم که چه بکنیم! آنقدر اینجا اطلاعات وجود دارد که آدم سردرد می‌گیرد و باید تک‌تک آنها را بررسی کند تا ببیند که چه چیزی برایش مناسب‌تر است و چه راهی را برگزیند.

اینجا چند روز هوا بارانی بود و خیلی سرد شده بود که البته امروز آفتابی و بسیار لطیف شد. کلاً اگر اینترنت را چک کنید هوای ونکوور از مونترال هم سردتر شده‌است این روزها!

در مورد تی‌دی بانک بگم که اعتبار ۱۰۰۰ دلاری من و دوستان رو قبول نکردند و اعلام کردند آن شرایط دیگر وجود ندارد و باید حتماً کار و شغل داشته باشید تا شامل حال شما بشود پس مجبور شدیم ۱۰۰۰ دلار از پول را سکیور کنیم تا به ما کردیت کارت بدهند.

یک توصیه به دوستان تازه‌واردتر از خودمون بکنم و اون اینه که حتماً کارت یک ماهه اتوبوس را تهیه کنند که اگر نکنند با نداشتن ماشین بدجوری باید هزینه کنند. این که می‌گم بدجوری یعنی اگر در روز چندجا بخواهید برید باید ۱۵-۲۰ دلار برای هر نفر هزینه کنید. چرا اینقدر؟ قیمت بلیط برای یک ساعت و نیم استفاده در سیستم حمل و نقل که شامل اتوبوس، سی‌باس و اسکای ترین هست دو دلار و نیم می‌باشد. یعنی اگر دو نفر باشید و جایی کار داشته باشید که بیش از یک ساعت و نیم طول بکشد باید ۴ بلیط تهیه کند که به عبارتی ۱۰ دلار می‌شود. اما اگر بسته ۱۰ تایی بلیط را بخرید قیمت آن ۱۹ دلار می‌شود که ۶۰ سنت به ازای هر بلیط سود کرده‌اید و اگر کارت ماهانه بخرید که قیمت آن ۷۳ دلار می‌باشد آنوقت در آن ماه بدون محدودیت می‌توانید تردد فرمایید. اما مشکل اینجاست که کارت ماهیانه اول ماه اگر خریداری نشود باز هم ضرر است چون حتی اگر یک روز به پایان ماه مانده باشد باز هم باید ۷۳ دلار بپردازید. اما این قیمت‌ها تنها برای یک زون است و اگر قصد تردد به زون‌های دیگر داشته باشید باید به ازای زون دوم یک دلار و بیست و پنج سنت + بلیط خودتان را نیز بپردازید.

چون شدیداً دوست دارم که ضرر نکنید و حواستان جمع باشد جرئیات بیشتری را توضیح می‌دهم:

قیمت بلیط برای یک زون: ۲.۵ دلار

قیمت بلیط برای دو زون: ۳.۷۵ دلار

قیمت بلیط برای سه زون: ۵ دلار

که می‌توانید در ساعت روز از شروع سرویس‌دهی تا ۶:۳۰ بعد از ظهر استفاده کنید. اما بعد از ۶:۳۰ و روزهای تعطیل تنها با ۲.۵ دلار می‌توانید از سه زون استفاده کنید.

اما قیمت کارت‌های ده‌تایی:

بسته ده‌تایی برای یک زون: ۱۹ دلار

بسته ده‌تایی برای دو زون: ۲۸ دلار

بسته ده‌تایی برای سه زون: ۳۸ دلار

که البته شرایط بالا برای روزهای تعطیل و ساعت ۶:۳۰ به بعد برقرار است. پس حواستان باشد بعد از ۶:۳۰ اگر خواستید بین زون‌ها تردد کنید اگر بسته ۱۰‌تایی دو زون و یا سه زون دارید بلیط خود را حرام نکنید و یک بلیط ۲.۵ دلاری بخرید و تردد کنید.

اما قیمت کارت‌های ماهانه:

برای یک زون: ۷۳ دلار

برای دو زون: ۹۹ دلار

برای سه زون: ۱۳۶ دلار

یعنی ما و اکثر ایرانی‌ها که در نورت شور (نورت ونکوور و وست ونکوور) زندگی می‌کنیم برای دان‌تاون رفتن باید از دو زون عبور کنیم که باید بلیط برای دو زون تهیه کنیم و یا بلیط ترانسفر بخریم. اما داستان ترانسفر:

تفاوت بلیط زون‌ها را می‌توانید از دستگاه خریداری کنید. یعنی اگر بلیط برای یک زون دارید و یا کارت یک زون دارید و یا بسته ۱۰ تایی یک زون دارید هر دفعه که قصد عبور و رفتن به زون(های) دیگر را دارید باید تفاوت را بپردازید. یعنی من که کارت یک زون دارم برای رفتن به زون دوم ۱ دلار و ۲۵ سنت می‌دهم و بلیط ترانسفر می‌خرم و اگر قصد رفتن به زون سوم را دارم دو دلار و نیم باید اضافه دهم.

ناراحت نشوید من هم واقعاً زحمت کشیدم تا فهمیدم که چی به چی هست. اما به حرف من گوش دهید یا بلیط یک ماهه بخرید و یا اگر وضعتان خوب است پول خرید یک ماشین ارزان قیمت را با خود بیاورید که بدون ماشین بودن اینجا بد مصیبتی هست و علاوه بر پیاده‌روی بدجوری به چشم خودتان رفتن دلارهایتان بابت بلیط را می‌بینید. البته بگذریم که ماشین هم ماهی ۴۰۰ دلار برایتان آب می‌خورد اما اگر خانواده ۴ نفره باشید حساب کنید چقدر باید پول بلیط دهید. من این ماه کارت نخریدم ولی حتماً ماه بعد این کار را خواهم کرد و اگر سر کار رفتم بدون وقفه ماشین می‌خرم که وقتی یاد ایران و اینکه هر جا می‌رفتم ماشین داشتم می‌افتم آه از نهادم برمی‌خیزد.

اما تمام اطلاعات در اینجا یافت می‌شود. برای دیدن نقشه اتوبوس‌ها هم می‌توانید از همان سایت استفاده کنید و یا نقشه اتوبوس‌ها را بخرید و بهترین راه استفاده از گوگل مپ می‌باشد که در این زمینه فراتر از انتظار می‌باشد و واقعاً من اگر گوگل مپ نبود اینجا فلج می‌شدم. اینجا تمام اتوبوس‌ها (خط‌ها) شماره دارند و ایستگاه‌ها هم اسم دارند و حتی زمان آمدن نیز از قبل مشخص است و به راحتی می‌توان برنامه‌ریزی کرد. اگر در گوگل مپ آدرس مبدا و مقصد را بدهید گوگل به شما سه امکان استفاده از ماشین و یا حمل و نقل عمومی و یا پیاده را می‌دهد که اگر هر کدام را انتخاب کنید باز هم چندین مسیر با برآورد زمانی و حتی زمان رسیدن اتوبوس و خط‌هایی که برای رسیدن به مقصد باید عوض کنید و شماره اتوبوس و مقدار زمان را همه و همه را می‌دهد. حتماً استفاده کنید که بدجوری می‌چسبد.

در نهایت Welcome to Canada

این روزها این ولکام تو کانادا را خیلی‌ها به ما می‌گویند و ما با خنده برگزار می‌کنیم و آنها هم با خنده‌ای دیگر می‌گویند به زودی خواهید فهمید که ولکام تو کانادا یعنی چه؟!

شما هم که می‌آیید مانند ما کم‌کم می‌فهمید. ولی خدا را شکر که هر روز که می‌گذرد به اینجا بیشتر علاقه‌مند می‌شوم.

درود بر شما

از فرودگاه تهران تا فرودگاه ونکوور

سلام دوستان

در این بخش می‌خوام یکم از مراحل سفر و آمدن به ونکوور را بگم. در ابتدا که بعد از داستان با ایران‌ایر اومدیم که سوار هواپیما بشیم. در جلوی چک پاسپورت یکی از عوامل ایران ایر به کیف دستی یکی از دوستان پیله کرد که این را نمیتوانید ببرید به هواپیما و باید به قسمت بار بدید. خوب توجه داشته باشید که در زمانیکه بارها رو تحویل می‌گیرن اصلاً گیر ندادن و گفتن که مشکلی نداره! حالا با چک و چونه این بار رو رد کردیم و اووردیم تو هواپیما اما در زمانیکه در حال سوارشدن بودیم (تو خرطومی) باز یکی از مسئولان ایران‌ایر این دفعه به یکی دیگر از دوستان که از دو مرحله قبل گذشته بود گیر داد که بار شما استاندارد نیست! ای بابا حالا اینجا دیگه واقعاً آدم عصبانی میشه و بالاخره کیف پر از مدارک مهاجرت و مدارک مهم دیگه رو نذاشتند که بیارند تو هواپیما و اونا هم مجبور شدند بعضی از مدارک مهم رو تخلیه کنند و باقی رو بسپارند به بار. داستان این شد که این کیف مهم به مونترال نرسید و دوستان بسیار نگران و عصبانی بودند از این مسئله که ای وای مدارک تحصیلی و تمام گواهینامه‌ها رفت که رفت. بعد از چند روز پیگیری آن کیف در انگلستان پیداشد که با پیگیری به مونترال و سپس به ونکوور فرستاده شد و البته بدون هزینه. خوب این دفعه شانس یار بود ولی شما مواظب باشید که همیشه شانس وجود ندارد.

زمانیکه در هواپیما بودیم نام یکی از همراهان از بلندگو اعلام شد که همه تعجب کردیم که چه شده و بالاخره میشه که ما بپریم یا نه!!! بله این دوست عزیز ما کیف پر از پول و مدارک مهاجرت و مقداری لباس را در ترانزیت جا گذاشته بود که این دفعه با مساعدت ماموران فرودگاه به دستش رسید و آخرین مشکل هم به خیرگذشت. خلاصه ما تا پریدن بسیاری مشکل داشتیم. تازه این جای مسئله بیشتر انسان را عذاب می‌دهد که کلی از مسافران از کیف‌های مشابه دوستان داشتند و به راحتی وارد هواپیما کردند. و وقتی از یکی از مهمانداران پرسیدیم که داستان از چه قرار است و به ما گفته‌اند که کاپیتان ایراد گرفته‌است گفت که اصلاً اینطور نیست و دلیلش مشکل هواپیماها و نداشتن جای کافی در بالای سر می‌باشد. در ادامه مسیر نه در انگلستان و نه در مونترال هیچ کس سلامی از کیف‌های ما نپرسید.

وقتی به مونترال رسیدیم صف برای چکینگ طولانی و پیچ در پیچ بود ولی در عوض سریع انجام شد و ما هم پس از بررسی اولیه به سوی قسمت مهاجرت رفتیم. در آنجا مدارکمان را گرفتند و گفتند که صدا می‌کنند. بعد از ۲۰ دقیقه نوبت من شد. افسر مهاجرت از من چیز خاصی نپرسید و تنها اینکه چقدر پول همراه دارم و سریال نوت‌بوک و دوربین عکاسی را هم برداشت. پول را می‌توانید هر مقدار دارید اعلام کنید و از شما می‌پرسد که چقدر از پول اعلام شده همراهتان می‌باشد. از وسایلی که بعداً خواهید آورد هم پرسیدند و بدون اینکه عکس بخواهند هر چه گفتیم قبول کردند و نوشتند و گفتند که هر زمان که وسایل را وارد کردیم باید آن برگه همراهمان باشد و محدودیت زمانی هم ندارد. آدرس هم من که آدرس دوستان را در مونترال دادم ولی از سایر دوستان آدرس در تورنتو را قبول نکرد و قرارشد بعداً خودشان بفرستند. البته افسرهای مهاجرت با هم متفاوت هستند و بعضی‌ها اصلاً درباره وسایل همراه سوالی نمی‌پرسند.

بعد از اقامت یک روز و نیمه در مونترال هم با ایرکانادا به ونکوور آمدم. قیمت‌ها متفاوت می‌باشد و بستگی به زمان پرواز و تعداد مسافران دارد. من چون چند ساعت مانده به پرواز بلیط گرفتم کمی ارزان‌تر بود. در هر حال رسیدم و این پروسه تا اینجا به اتمام رسید.

تا بعد

ونکوور نامه

سلام دوستان

این روزها سرگرم انجام کارهای اولیه شهروندی هستم و کمتر وقت برای نوشتن دارم. پس تاخیر من را ببخشید.

در این چند روز چند کار انجام دادم. اولین کار اقدام برای گرفتن SIN بود. سپس به Multicultural رفتیم و برای کلاس‌های زبان اقدام کردیم و در همان جا برای شرکت در جلسه مشاوره وقت گرفتیم که در آن قرار است درباره نحوه گرفتن کارت درمانی و همچنین شرکت در کلاس‌های کاریابی توضیح داده‌شود.

در نورت ایرانی کم نیست ولی آنقدرها هم به وفور ایرانی یافت می‌نشود. در روز اول به بانک مراجعه کردیم برای بازکردن حساب تا از شر حمل پول راحت شویم. بانک تی‌دی بانکی بود که ما انتخاب کردیم و اتفاقاً چندین فارسی‌زبان در آنجا کار می‌کند که تماماً به زبان مادری برای ما از سیر تا پیاز را توضیح دادند. به ما پیشنهاد کارت اعتباری داده‌شد که یکی از امکاناتی می‌باشد که این بانک به تازه‌واردین ارائه می‌دهد تا بدون مسدودکردن پولشان صاحب اعتبار 500 تا 1000 دلار شوند. دقت کنید که تازه‌واردان می‌توانند کارت اعتباری بگیرند ولی شرط آن مسدودشدن مقداری از پولشان می‌باشد اما این بانک این امکان را بدون مسدودکردن مقداری از پول در اختیار مشتریان قرار میدهد که دوستان ما هم که سال‌ها اینجا بودند با شنیدنش تعجب کردند. امروز هم از بانک به من زنگ زدند و یکی کلی از من سوال کرد که آیا راضی هستید از خدمات ما و آیا به دوستان خود ما را معرفی می‌کنید و یا نه و من هم گفتم بلی. پس حالا تبلیغ هم کردم تا مدیون نشوم. D:

خوب در ادامه لنگ موبایل بودیم. دوستان موبایل اینجا حکایتی دارد که نپرس. همه از بس گشتیم سر درد گرفتیم و اعصاب همه به هم ریخته بود. اینجا سرویس‌دهند‌ه‌های Rogers, Bell, Solo, Fido, Telus وجود دارند که هر کدام پلن‌های متفاوتی ارائه می‌دهند و واقعاً هر کدام از این پلن‌ها یک چیزی کم دارد که نمی‌توان همه را یک جا داشت. در نهایت خریدیم و هزینه‌ای معادل ماهی 60 دلار نیز باید بپردازیم. داستان موبایل من این شد که 15 دلار اضافه پرداخت کردم تا از اکانتم چیزی برای زنگ‌های ورودی کاسته نشود. کلاً 150 دقیقه مکالمه در ماه دارم و البته 5 نفر را هم اضافه می‌توانم به لیستم بکنم که تمام مکالمات و اس‌ام‌اس‌ها در تمامی ساعات مجانی باشد. از 9 شب تا 7 صبح و تمامی تعطیلات هم هرقدر مایلید حالش را ببرید چون رایگان است. برای کالرآی‌دی ماهی 8 دلار باید بپردازی! کلاً راه که میروی باید پول بدهی. البته قیمت ابتدایی سیم کارت 25 دلار بود که با مخلفات و سرویس‌های نگهداری و شارژ روی هم 60 دلاری می‌شود. تازه چون کارت اعتباری من هنوز نیامده 50 دلار هم به عنوان دیپازیت گذاشتم و البته 35 دلار هم دفعه اول برای خود سیم‌کارت پرداختم و 40 دلار هم برای قرارداد یکساله! این از این.

امروز:

خوب داستان همینطور ادامه یافت تا جاییکه امروز هم رفتم تا برای بیمه درمانی اقدام کنم. بیمه درمانی در بریتیش کلمبیا مجانی نیست و باید ماهی 54 دلار برای آن پرداخت کرد. البته می‌توان در پایان سال مالی اعلام کرد که من بیکار بودم و توانایی پرداخت این مبلغ را ندارم تا بتوان از مزایای Premium استفاده‌کرد. فرمی هم گرفتم که برای هزینه دارو بود که بعد از دریافت کارت درمانی آن را هم می‌فرستم تا آن هم هزینه‌اش تعدیل یابد.

دفترچه راهنمایی و رانندگی را هم گرفتم که البته به زبان فارسی هم موجود است و حتی می‌توانید فارسی امتحان دهید. 

کلا یک صحبت کاملاً جدی با دوستان دارم. اینجا هزینه‌ها بسیار بالا می‌باشد و اگر بخواهید دائماً با ریال ایران بالا و پایین و مقایسه کنید 100% ناامید و دپرس خواهیدشد. هزینه اجاره که  سر به فلک می‌کشد و حمل و نقل هم که نفرمایید. موبایل در ماه 60 دلار و بیمه درمانی 54 دلار برای هر نفر و هزینه خورد و خوراک که تا 150 دلار هم می‌‌رسد. یعنی اجاره را اگر کنار بگذارید ماهی 400 تا 500 دلار هم هزینه دیگر دارید و اما این درحالی هست که بیرون کمتر چیزی میل کنید و کمتر این ور و آنور بروید که در بریتیش کلمبیا ممکن نیست و من دیدم کسی را که کارش را به خاطر تفریح از دست داد. هزینه مرتبط با ماشین را نمی‌نویسم دیگه!

البته این‌ها مختص ونکوور نیست و تمام استان‌ها همینطورند و حالا 200 دلار بالا و پایین که دردی را دوا نمی‌کند. اینجا باید کار داشت بدون کار زمان زیادی نمی‌توان دوام آورد. به نظرم برای ورود به کانادا داشتن حداقل 15000 دلار الزامی می‌باشد برای تازه‌واردین و گرنه اوضاع کمی بی‌ریخت می‌شود. آمریکا 20% هزینه‌ها و کلاً ارزش اجناس پایین‌تر است اما خوب بیمه درمانی ندارند یعنی پای شما به بیمارستان باز شود تمام است و هر چه درآورده باشید از بین می‌رود. اینجا بسیار خوش‌بحال سالمندان بالای 65 سال است.

کلا این تا اینجای داستان من.

موفق باشید.

کمی از سفر من

سلام دوستان عزیز

من الان تو فرودگاه مونترال هستم و تا 2 ساعت دیگه برای ونکوور پرواز دارم. اینجا اینترنت مجانی وجود نداره پس تصمیم گرفتم تا وقت دارم بنویسم تا به محض اینکه به اینترنت دسترسی پیدا کردم براتون بفرستم. البته من حاضرم پول کار با اینترنت رو بدم ولی خوب نقدی که نمیشه و کارت بانکی می‌خواد که نمی‌دونم چرا من ندارم.

یک اقامت یک روز و نیمه داشتم تو مونترال پیش یکی از دوستانی که تازه پیدا کردم. این دوستان خوب من دنبال من به فرودگاه آمدند که واقعاً لطف بزرگی برای من بود. مطمئن هستم حداقل یک ساعتی منتظر من بودند تو فرودگاه و با اینکه منو ندیده بودند و فقط یک عکس از من داشتند به خوبی منو شناختند و دنبال من آمدند. چون من دیروقت رسیدم به مونترال زیاد چیزی ندیدم از شهر. روز بعد به همراه پسر این دوست عزیزمون به مرکزشهر رفتیم تا یک بازدید یک روزه از شهر داشته باشم. خوب چند تا خیابون مهم شهر رو دیدیم مخصوصاً شهر زیرزمینی که در واقع یک فروشگاه بزرگ می‌باشد که ایستگاه‌های مختلف را به هم مرتبط می‌کند. بعد به خانه برگشتیم و تا امروز که به فرودگاه آمدم دیگه بیرون نرفتم. بعداً به طور کامل مشاهداتم رو درباره مونترال و مردمش در همین یک روز و نیم در پستی جداگانه خواهم نوشت.

اما اینکه چطور از ایران آمدیم و پرواز چگونه بود و چه کردیم و چه گفتیم و چه شنیدیم هم شرح خواهم داد. حالا یا توی همین پست یا به طور جداگانه.

فقط به دوستان پیشنهاد می‌کنم در انتخاب ایران‌ایر دقت خاص مبذول فرمایند. من به همراه 4 نفر از دوستان به طرف گیت مرتبط با ایران‌ایر رفتیم و در هنگام تحویل بار متصدی محترم به دوست من گفت که شما چرا بلیط یکطرفه دارید؟ نمیشه برید چون توی کانادا جلوی شما رو می‌گیرند. این دوست ما نمی‌دانست که نوع ویزای ما مهاجرت است و ظاهراً توانایی خواندن هم نداشت. نزدیک به 45 دقیقه همه ما را معطل خود کرد تا برود و بپرسد و ما هم همه نگران بودیم و هم اینکه می‌خواستیم آخرین خداحافظی‌ها را نیز انجام دهیم. آخر هم دوست ما نیامد و یکی دیگر از دوستانشان آمدند و ما هم بارها را تحویل دادیم و هیچ چیزی هم از ما نپرسید! حکایت مزحکی بود. ما هم سریعاً برای خداحافظی بیرون آمدیم و برگشتیم داخل.

خوب تا اینجای ماجرا را داشته باشید تا من ادامه را شرح دهم.

من در مونترال

سلام دوستان

بالاخره من به مونترال رسیدم. به زودی پست تکمیلی رو می‌نویسم. الان واقعاً نیاز به استراحت دارم. موفق باشید.