مونترال، ونکوور، تهران
بعضی از دوستان گلهمند هستند که چرا اینقدر دیر به دیر پست جدید میگذارم و یا درباره مطالب درخواستی کمتر مینویسم. راستش من در نوشتن وبلاگ همان سیستم مقالهنویسی را پیش میگیرم و سعی میکنم تا مطلبی درخور نداشته باشم چیزی ننویسم. اصولاً هم عادت به نوشتن روزمرهگیهای زندگی را ندارم. اینکه امروز مثلاً نهار چی درست کردم یا با دوستان کجا رفتیم و یا باکسینگدی چی خریدم و کجا ارزانتر بود و .... خیلی از وبلاگها و نویسندههای آنها این روش را برگزیدهاند و خوب طبیعتاً مطلب هم بسیار زیاد برای نوشتن دارند. من نمیگویم که کدام درست است و کدام اشتباه زیرا هر دو روشی هست که هم نویسندهگان و هم خوانندگان خاص خود را دارد. من سعی میکنم بیشتر از مشاهدات خودم بنویسم تا از نقل قولها و تا چیزی را ندیدم و از صحت و سقمش اطلاعات کافی نداریم در وبلاگ وارد نکنم. تجربیات خود را مینویسم اگر هم بتوانم از آمار و ارقام استفاده میکنم. در هر حال اگر دیر به دیر مینویسم و یا نیاز خوانندگان را به طور کامل نمیتوانم تامین کنم پیشاپیش و به وسیله همین پست عذرخواهی میکنم.
اما چرا این عنوان را انتخاب کردم؟ قصد دارم در این پست به طور کاملاً مختصر سه شهر بالا را از نظر تمیزی و همچنین حمل و نقل با یکدیگر مقایسه کنم و تمام این مقایسات با توجه به مشاهدات خودم میباشد.
به جرات میتوانم بگویم پس از بیست و اندی زندگی در تهران، 4 ماه و نیم در ونکوور و 1 ماه در مونترال، تمیزترین شهر را در بین این شهرها همان تهران خودمان دیدم! بله تعجب نکنید. چیزی که در همان اول در مونترال بسیار در ذوق شما میزند آشغالهای فراوان در ایستگاههای مترو و حتی درون واگن مترو میباشد. من بارها با چشم خودم در همین یک ماه دیدهام که ملت بطری نوشابه را به راحتی به روی زمین میاندازند و یا بسیار محترمانه پنجره را باز کرده و در خیابان میاندازند. هیچ اتوبوسی را نمیتوانید پیدا کنید که شیشهای داشته باشد که بر روی آن کندهکاری نشده باشد و یا بر روی صندلی آن چیزی نوشته نشده باشد. آنقدر این را مشاهده میکنید که اگر زمانی اتوبوسی را غیر از این ببینید تعجب میکنید. واگنهای مترو هم از این امر جدا نیستند و تمام شیشههای آنها تراشیده شدهاند و بر در و دیوار آن چیز نوشته شدهاست و بر روی زمین آشغال فراوان است. من نمیدانم شهرداری چند وقت یکبار آشغالها را جمعآوری میکند و یا اتوبوسها و یا متروها و ایستگاهها را نظافت میکند ولی در هر صورت این نکته برای ما که ظاهراً از کشوری جهان سوم آمدهایم بسیار مشهود است و به تمیزی تهران و مدیریت زبالهها احسنت میگوییم (خواهیم گفت).
در تهران در این اواخر واقعاً آشغال بر روی زمین ریختن یک ضد ارزش تلقی میشد و من به یاد ندارم شیشهها و در دیوار اتوبوسهای ما و یا متروهای ما آنگونه وحشیانه تراشیده شدهباشند مگر در مواقع خاص مانند بازی فوتبال دو تیم مطرح شهر که آن هم بارها و بارها از مردم خواسته میشد و اطلاعرسانی میشد که این کار را نکنند.
ولی انصافاً این رفتار را هرگز در ونکوور ندیدم و به یاد ندارم اتوبوسی به این روز افتاده باشد و یا دیوار نوشتهای آن هم در این گستردهگی وجود داشته باشد و یا مثلاً خط مونوریل ونکوور بسیار تمیز و تمامی ایستگاهها واقعاً پاکیزه بودند و ندیدم کسی آشغال روی زمین بریزد. اگر از ونکوور به مونترال وارد شوید این صحنه واقعاً اولین چیزی هست که توجه شما را به خود جلب میکند. تازه من که وارد ونکوور شدم باز هم نتوانستم تهران را با آن مقایسه کنم و مثلاً روی زمین انواع آشغالها را میدیدم و نمونه واضح آن لیوانهای استارباکس و یا تیم هورتون بود که تقریباً کوچه و خیابانی نبود که بر روی زمین نتوانید پیدا کنید (البته شخصاً ندیدم که کسی آشغال بریزد و این احتمالاً به روش جمعآوری زباله که دیر به دیر انجام میشود برمیگردد). اما در مجموع حالا که مقایسه میکنم ونکوور را بیش از 4000 برابر (بزرگنمایی در حد بزرگی خودتان) تمیزتر از مونترال میبینم و از نظر تمیزی امتیازی تقریباً برابر با تهران میدهم با این تفاوت که فاکتور جمعیت و بزرگی تهران را در نظر نگیرید. از مهمترین مشکلات ونکوور جمعآوری زبالههای خانهگی بود که هفتهای یکبار انجام میشد که مشگلاتی را به وجود میآورد و بعضیها که زبالهها را در بیرون نگه میداشتند باعث آلودگی محیط میشدند. در مونترال نمیدانم چگونه است چون در آپارتمان هستم که شوتینگ دارم و نمیدانم پس از شوت زباله چه میشود؟
در کل در بین این سه شهر که من در آنها زندگی کردهام تهران را بسیار تمیز دیدم. یادتان باشد که تهران یک کلان شهر است که دارای محلات بیشمار و کوچه پسکوچههای قدیمی و عجیب و غریب است که مدیریت زباله و بهداشت شهری در آن بسی دشوارتر از ونکوور و یا حتی مونترال میباشد که بافتی جدید و با قاعده و قانون دارد. از نظر فرهنگ عمومی نریختن آشغال و رعایت بهداشت شهری و تمیز نگهداشتن سرویس حمل و نقل عمومی مردم ونکوور بسیار بسیار با فرهنگتر از مردم مونترال هستند. اما یک دلیل آن هم میتواند مولتیکالچرال بودن مونترال و اینکه از همه نقاط دنیا خصوصاً کشورهایی که بهداشت در آنها در حد زیر صفر میباشد مردم به این شهر مهاجرت کردهاند و اینکه حالا چگونه آموزش ببینند و یاد بگیرند خود حدیثی مفصل است.
اما از نظر حمل و نقل عمومی و گستردگی آن به نظر من مونترال یکی از بهترین نقاط دنیا میباشد. کلاً تهران را وارد این بحث نمیکنم چرا که خود میدانیم اصلاً در این زمینه چیزی برای بحث کردن وجود ندارد. اتوبوس و مترو شما را به هر نقطه از شهر میرسانند آن هم با هزینهای اندک و تعداد و توالی آنها هم بسیار زیاد است. در مونترال سرویس شبانه وجود دارد که بعد از اتمام سرویسدهی اتوبوس و متروها آنها سرویسدهی میکنند و شما را به مناطق اصلی شهر میرسانند. سرویسهای اکسپرس وجود دارند که دارای ایستگاههای اندکی میباشند و شما را به سرعت جابهجا میکنند. و ترن حومه شهر هم وجود دارد. من در کل سرویس حمل و نقل عمومی مونترال را بهتر از ونکوور و ارزانتر از آن دیدم (اگر کارت ماهیانه خریداری کنید). شما با 68.5 دلار در ماه میتوانید به مدت یکماه از تمامی این سرویسها در جزیره مونترال برخوردار باشید در حالیکه در ونکوور 75 دلار برای یک زون میباشد و اگر بخواهید به تمام مناطق شهری ونکوور دسترسی داشته باشید ماهی 120 دلار باید پرداخت کنید تا بتوانید 3 زون را استفاده کنید.
با تشکر
*لطفاً ایمیل خصوصی نفرستید.